تبليغاتX
روز نوشت های انار بانو
انار بانو و یه دنیا شرمندگی و تشکر!!!

سلام سلام سلام ( چقدر شبیه این خانومه توی رادیو جوان سلام کردم  )

یعنی این قدر ذوق زده شدم که حد نداره!! اولین شوک تولدم رو سورنا  بهم وارد کرد با اون کادویی که از طرف شکوفه  عزیز برام فرستاده بود!! و دومیش رو ایلیا ی عزیز  با اون پست مخصوص و اون کارتی که درست کرده بود!!اینقدر ذوق کردم که اون عکس ها رو توی گوشیم ریختم هر روز نگاشون میکنم!!والا جریان تولدم از این قرار بود که من نمیخواستم اپ کنم این رو به دریا هم گفته بودم!واقعا دل و دماغ آپ کردن نداشتم !!چند وقت پیش دخت خرداد  که همون همزادی عزیز و وروجک تپل خودمونه ازم پس بلاگ رو خواسته بود که منم بهش دادم!!! شب تولدم بهش گفتم میری بلاگم رو اپ کنی ؟؟ گفت نه تولد گرفتن تو بلاگ خز شده !!!!!!! گفتم ای کوفتتتتتتتتتتتتتتتت من گفتم تو میری خودم کاری نکردم !! گفت راستشو بگم؟؟ ۲۰ دقیقه پیش رفتم اپ کنم دیدم اکانتم تموم شده !!کلی م عکس و اینا گذاشته بودم کنار اما نشد!! ولی فردا کارت میگیرم اپ میکنم!! همون روز اولین کادوی تولدم به دستم رسید!!بسته پستی داییم که توش پر وسیله بود به مناسبت تولدم  !! ۱ بارونی ٬ یه اور خوچگل٬  یه کاپشن قرمز خیلی خوشگل و خوشرنگ که بیشتر به درد اسکیم میخوره٬  دو جفت پوتین یکی کاملا مجلسی ٬ یکیم معمولی !! کلی لوازم ارایش و جوارب شلواری در طرح ها و رنگ های مختلف و انواع جوراب های پشمی رو فرشی !!با ۳تا بلوز !!  که کلی خوچحال شدیم و ذوقی کردیم عظیم !! نی نی خانوم  صبح روز تولدش عین بچه های خوب ترم یکی(خوره های دانشگاه و کلاس درس !!چه طوری نگاری با تو نبودما ) رفت دانشگاه!! حالا یکیم نیست بگه تو بعد ۶ ترم هنوز نفهمیدی قبل حذف و اضافه هیچ خبری تو دانشگاه نیست ؟؟ منم سر خوش و خوچحال بلند شدم رفتم یونی جوووووووونم !! فقط م من و مریم رفتیم!! بقیه  دوستام مث سال بالایی های با اتیکت برخورد کرده بودن و تشریف شون رو نیاوردن دانشگاه!! چقدم من و مریم سر همه کلاسامون رفتیم!! ساعت اول کارتوگرافی داشتیم!! که ساعت ۸:۳۰ رسیدیم یونی دیدیم حوصله نداریم بریم و نرفتیم!! یهو چشمم افتاد به استاد کاردار که بدو رفتم ازش نمره بپرسم!!رفتن و نمره پرسیدن٬همانا و  ۱ساعت با استاد توی کلاس موندن همانا !!گفت وایسا نمره ها رو بخون من وارد کنم!! سر یه کار منم بهم گفت الاغ !! حالا دیگه حجب و حیای ذاتیم مانع این میشه بگم سر چی بهم گفت الاغ و فضول !! از اون ور مریم هی میگفت پاشو بریم تو کافی نت ببینیم چه خبره!! هی اون میگفت انار .... من میگفتم نه استاد کاردار !!یعنی تو میگی سر ادبیات نریم ؟؟  خلاصه که اومدیم از پیش استاد بیرون ٬اومدم برم اون طرف خیابون مریم میگه انار ادبیات چی ؟؟ میگم نه  ...پس چی  !!مگه نمیخواستی بری نت؟؟ بله اینگونه شد که ما روز اولی کلا سر هیچ کلاسی نرفتیم!! بعدم که یکی از اشنایان دور فوت کرده بودند رفتم با دختر عمه ام ختم من اومدم خونه٬ مامان اینا با هم رفتن ختم!! منم تا 9 شب تنها خونه بودم!! یه ریز هم این تل خونه داشت زنگ میخورد و تبریک میشنیدم !! بعد مدت های یکی از دوستان زنگ زد و با هم حرف زدیم!! به مدت 1 ساعت و نیم !!شب قبلشم که از همه جای ایران بهم sms داده شد !!که توی اون همه پیام ،  smsئه مریم خانومی خیلی غافلگیرم کرد!!ممنونم ازش!!و بعدم که دوستان هر کی شماره من رو داشت بهم یا زنگ زد یا پیامک (فارسی را پاس بداریم بله ) فرستاد!! اما کادو هام!! خوب هنوز خیلی ها رو ندیدم که کادو بگیرم ازشون!! اما مامان بابا   که بهم پول دادن و اون روز هم برای اینکه دست خالی نباشند یه سری شمع خیلی خوشگل و لیوان های سرامیکی برام خریدند  ، مریم دوستم یه البوم سیلور رو میزی خوچگل که مامانم تا بهش نشون دادم  جمعش کرد فرستاد تو صندوق جهازم !!نذاشت یه روز رو میزم بمونه!! آخه خیلی خوچگل بود!! عمه اینا هنوز نیومدن دیدنم چون عزادارن، ایضا خاله ام که گفت نمیخوام با لباس مشکی عزا بیام دیدنت ! دختر عمه ام برام سیم کارت ایرانسل  خرید به خواست خودم که گوشی خودم رو خاموش کردم دیگه رسما!! عصرشم که اومدم تو نت اول از همه دهنم چسبید زمین یعنی همون فکم !!کلی ذوق کردم وقتی کامنتاتون رو دیدم با خوندن پست دخی خرداد به این ترتیب عکس العمل نشون دادم:            و بعدم که کامنتاتون وای که دیگه رو اسمونا بودم وقتی این همه محبت و مهربونیتون رو دیدم !! وقتی دیدم کسایی به یادم بودن که حتی فکرشم نمیکردم !! دوست جونای خوبم مرسی از همه تون!!شرمنده ام تک تک اسم نمیبرم که کسی جا نمونه ناراحت بشه !!ممنونم از همه تون !!شرمنده محبت همه تون هستم امیدوارم بتونم جبران کنم!!

انار نوشت:گلی  عزیزم یه ادرس  ایمیل درست برام بذار نمیتونم برات میل بزنم کارت دارم!!

انارنوشت1: به دلیل منهدم شدن بلاگرد (تف تو سیستمش  ) لطفا هر کی میاد ادرس بلاگش رو برام بذاره!!من که همه آدرسا رو حفظ نیستم به خدا!!

انارنوشت2: روز تولدم خیلی احساس غربت کردم نه به خاطر اینکه کسی کنارم نبود بلکه به خاطر اینکه اونیکه میخوام کنارم نبود!!

انارنوشت۳: رونی جان   مرسی که یادم انداختی باید نقدا باهات حساب کنم !!دیگه حسابش دستم اومد!! و نازلی جونم شما هم همین طور !! دخی خرداد تو فکر کن ببین چیزی نمیخوای؟؟

دوستون دارم به همون اندازه که باید!!!مرسی از محبت همه تون!!!

 

رفیق من سنگ صبور غم ها به دیدنم بیا که خیلی تنهام!

هیچ کی نمیفهمه چه حالی دارم !چه دنیای رو به زوالی دارم!!

+ : نوشته شده توسط انار بانو : سه شنبه سی ام بهمن 1386 : ساعت 22:48 :