1 سال گذشت...
23 شهریور
منو نسپر به فصل رفته عشق! نذار کم شم من از اینده تو
24 شهریور
تنها ارزوم همینه تا یادم نرفته راستی
کاش یه روز بهم بگی که: من همونم که میخواستی
25 شهریور
من گلی پژمرده بودم / گر تورا صد رنگ و بو بود/ آنچه کردی با دل من / قصه سنگ و سبو بود
26 شهریور
گم شده ام زیر آوار بی کسی / مرا بیاب / پناهم بده در پس تبسمت! پیش از آنکه خودکشی جوانیم را به باد دهد
1 مهر
دلت شکسته میدونم فقط به خاطر من / منم یه خسته میدونی فقط به خاطر تو
پ.ن:چشماتو از من برندار من مات تصویر توام
2مهر
هوای خانه چع دلگیر میشود گاهی...
پ.ن:من...
سیاوش قمیشی...
سکوت خونه...
دلتنگیم برای تو...
جای خالی عطر تنت...
موهای رها شده من ...
نبودن دستات برای چنگ انداختن توش....
حسرتی که زندگیمو گرفته....
و گریه هایی که با خوندن سیاوش من رو به روزای خوبم میبره.
3مهر
مگه یادم میره خاطراتم با تو؟ لحن خندیدن حالت چشماتو؟ مگه یادم میره تو عزیزم بودی؟ تو غم و تنهایی همه چیزم بودی!
۷مهر
نزديکتر بيا میخواهم ببوسمت!
8 مهر
اگر احساسمو میفهمیدی، قلبتو دوباره میبخشیدی / لحظه پایان این دیدار را ،روز آغازی دگر می دیدی
تو بهشت زهرا به دستای مردونه ات نیاز داشتم تا آرومم کنه!
۱۰ مهر
نمیبینم دیگه قشنگیا رو! سیاه میبینه چشمام رنگیارو!
۱۳ مهر
کم آوردی بی مرام. این بود قولت؟؟
16 مهر
بدون تو دلم برای دوست داشتنت تنگ خواهد! دلم برای آرامش آغوشت تنگ خواهد شد!دلم برای شادی آمدنت و درد رفتنت تنگ خواهد شد!
20 مهر
دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی، بذار خیال کنم بذار اگر چه بی خیالمی!
پ.ن:وقتی کسی را نمیفهمند او را احمق محسوب میکنند!!
۲۳ مهر
دیگه عاشق کجاس تا جون ببخشه؟؟
25 مهر
با دروغات زندگی مو به آتیش کشیدی!فکر میکردم هر جا باشی میای سراغم! اما لعنت به من و تصورات ذهنی کودکانه ام!
28 مهر
پر زدی و ندیدی بال سفر نداشتم ! گفتی رها شو اما من دیگه پر نداشتم! کوه غم و رو شونه ام دیدی و برنداشتی! من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی! بال و پرم بودی خبر نداشتی ! تاج سرم بودی خبر نداشتی! سایه به سایه هر طرف که بودم همسفرم بودی خبر نداشتی!
1 آبان
قرار نبود هر کس تنها به فکر خودش باشد .قرار بود مبنای عشقمان بی قراری آن دیگری باشد در پس ندیدن های آن یکی!! قرار تنها بر بی قراری بود برای بر قراری و بس!!
پ.ن: حالا اين انارِ عفيف غمگينترين بيوهی اردیبهشت بیروياست.
4 آبان
همیشه روزای تعطیل رو دوست نداشتم!!! چون منو یاد روزایی میندازه که میومدی دنبالم تا بریم جای همیشگی!!
5 ابان
از آدمای احمق متنفرم. اول از همه از خودم!!
8 آبان
کی برای یه لحظه خندیدنت دنیا رو ویرون میکنه؟؟
کسی هست بازم بعد ۱۰ سال اینقدر دوست داشته باشه؟؟
کسی هست بگه اقایی عشق من دوست دارم؟؟
کسی هست برای بودن کنارت لحظه شماری کنه ؟؟
کسی هست تا بازم بهش بگی شاااااااااااددددددددددددد نههههههههههه و اون بگه جانم؟؟
9 آبان
آخر مگر می شود تو را نخواست؟تویی که گم شده ی منی،لنگه ی دیگر من،تویی که شماره ی دلت جفت دل من است.... کنایه می زنم به تو؟
10 ابان
دیگر چیزی برای دل بستن نمانده است! انتظار بی مفهوم است!
15 ابان
کلاغ پَر ، گنجشک پَر ، من پَر ، تو پَر ، زندگی....
17 ابان
جات توی اغوشم خیلی خالیه!!!
19 ابان
آرامشی توام با عصبانیت زندگیم رو گرفته!!
23 ابان
بعد از اون همه جدایی/ چه روزا و چه شبایی / پای خسته مو کشوندم /خودمو به تو رسوندم/ به امید دیدن تو /لحظه بوسیدن تو/ اومدم اما شکستم!
27 ابان
از حقیقت تا دروغ فاصله خیلی کمه/ نه دلم تنگ نشده تنها دروغمه
29 ابان
ديوانه كسي است كه معشوق را در مجاورت آغوش ديگري ميبيند و باز برايش مينويسد و من اگر ديوانه نبودم ،اينجا نبودم ميان اين همه دل سنگ مثل تو
1 آذر
اگر نمیتونی دوستم داشته باشی ام لااقل یه قول بهم بده بیشتر از این از چشمات نیفتم چون بی تو میمیرم!با اینکه تو دیگه مث گذشته ها زود به زود اسممو صدا نمیکنی با اینکه نمیدونم چرا داری به یه زندگی دیگه عادتم میدی ، اما من هنوز دیوونه تم
9 آذر
چه آرامشی داشتم! بهاری که آمدی... / اردیبهشتی که تورا پیدا کردم و خردادی که عاشقت شدم!
15 اذر
این بار رفتن از آن تو و ماندن سهم من!!
21 آذر
نمیدونی با چه فلاکتی دارم تلاش میکنم که بهت فکر نکنم! واقعا نمیدونی!!!
23 آذر
شبی که این دیوانه عجیب تورا کم دارد!!
27 آذر
پاسخ نمیدهی اگر به این نامه پاسخ میدادی سد های بسیاری میشکست، بگذار دوباره جای سدها دل من بشکند.
1 دی
یلدات مبارک دردونکم!!
گر از این منزل ویران سوی خانه روم! دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم!
5 دی
به خدا این شکستنی ست این دل بی صاحاب!!
10 دی
دل تو دلم نیست به خاطر تو! دل تو دلت نیست به خاطر من! از چی میترسی هواتو دارم ! به من نگاه کن حرفتو بزن!
15 دی
خونه بدونه تو شده مثل یه زندون سوت و کور ! من و موندم هق هق واسه خاطره های جور واجور!
21 دی
شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
25دی
چی بگم ابری و بارون نمیشی! درد و میفهمی و درمون نمیشی!
۲۸ دی
یکیمون بهار سر خودش یکیمون پاییز پر درد
پ.ن: سفرت بی خطر!!
۳۰ دی
من به هرحال که باشم به تو می اندیشم!
توبدان این را
تنها تو بدان
تو بیا,
توبمان با من تنها تو بمان.
جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب!
۵بهمن
من فدای تو, به جای همه ی گل ها تو بخند!
۹ بهمن
پیچ جاده آخر راه نیست ٬ مگه اینکه تو نپیچی!!
۱۳ بهمن
چه رویاها که پاره نشد!
و چه نزدیک ها که دور نرفت!!
و من بر رشته صدایی ره سپردم
که پایانش در تو بود!
آمدم تا تورا بویم!
و تو زهر دوزخی ات را با نفسم امیختی
به پاس این همه راهی که امدم!
و تو:گیاه تلخ افسونی!
به پاس این همه راهی که آمدم
زهر دوزخی ات را با نفسم امیختی
به پاس این همه راهی که آمدم!!
۱۸ بهمن
بعد از این با بی کسی خو میکنم / هر چه در دل داشتم رو میکنم!
۲۵ بهمن
تــما شا يم کـه می کنی
در نگاهت٬در دلــت جا نمی گيرم
تنها می نشـــا نی ام
در چمدانت که ره به سوی ســـردابه های غريب دارد
تــما شـــا يت که می کنم
پيش از آنکه با آوارگی چمدانم همسفر شوی
تـرا بالا نشين چشمانم می کنم
صدر نشين دلم.....
۲۸ بهمن
شب تولدم تنها بودم!نه به خاطر اینکه کسی نبود! واسه اینکه تو نبودی
۳۰ بهمن
قیمت وفا شاید گرانتر از آن بود که بهانه دوست داشتنی زندگیم از عهده داشتنش بر اید!
۱ اسفند
اول اگرچه با سخن از عشق آمده / آخر خلاف آنچه گفته است میرود
۵ اسفند
بیشتر از همیشه دوستت دارم / گرچه از عاشقی و عاشق شدن بیزارم / زیر آوار فروریخته عشق/ از دلم چیزی نمونده که به تو بسپرم
۸ اسفند
نه میشه خوب من بشی نه میشه با تو بد بشم! نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو! نه میتونم بگم بمون! نه میتونم بگم برو!
۱۲ اسفند
لطفا یک روز واقعا درک کن که باید مرا دوست داشته باشی! تو الان خیلی سرت شلوغ است!
۲۰ اسفند
عجیب دلم برایت تنگ شده! امروز تقریبا یک قرن است که تو ندیده ام!
۲۲ اسفند
من تو را به کسی هدیه میدهم که صدای تو را از هزار فرسخی راه دور در خشم٬ مهربانی ٬دلتنگی و در هزار همهمه دنیا یکه و تنها بشناسد! من تو را سخاوتمندانه به کسی هدیه میدهم که قلبش بعد از هزار بار دیدن تو باز هم به دیوانگی و بی پروایی اولین نگاه من بتپد! همان طور عاشق ٬همان طور مبهوت وقار و جمال تو!
۲۵ اسفند
بعد از دو ماه از دور دیدمت! چه احساس خوشایندی!!!
۲۷ اسفند
در تقابل شیشه و سنگ شیشه هیچ وقت از سنگ نمیرنجه! چون میدونه شکستن تنها هنر سنگه!
ا فروردین
دلم برات تنگ شده خیلی وقته! لحظه دوری از تو خیلی سخته! دل تنگیام فراوونه! دل دیگه بی تو داغونه! دنیا با اون بزرگیاش بی تو برام یه زندونه! هوای چشمام بارونه!
۵ فروردین
اشک عاشق دیدنی نیست/ همه حرفا گفتنی نیست/ رفتی اما عشقت هرگز دیگه از یاد رفتنی نیست!
۸ فروردین
باز کن چشمت را تا که گل باز شود! قصه زندگی اغاز شود! تا که از پنجره چشمانت عشق آغاز شود! تا دلم باز شود!
۱۰ فروردین
برای دیدن تو از حادثه ها گذشته ام! کفر اگر نباشد این من از خدا گذشته ام!
۱۵ فروردین
بذار تا سیر نگات کنم! بو بکشم پیرهنتو! بغل کن و بجسب بهم! بکش دوباره دست بهم! جز تو کسی رو ندارم نزدیک تر از نفس بهم!
۲۳ فروردین
اگر که فرصتی باشد مجال صحبنی باشد حرف خواهم زد!
۲۷ فروردین
به خودم خیانت کردم تا به تو وفادار بمانم!
ا اردیبهشت
منو بشناس و باور کن که خسته ام خیلی خسته ام! اما هستم!
۷ اردیبهشت
شاید اون جوری که باشد قدرتو من ندونستم ! حرفایی بود توی قلبم من نگفتم نتونستم!
۱۱ اردیبهشت
در نگاهت مانده چشمم شاید از فکر سفر برگردی امشب! از تو دارم یادگاری سردی این بوسه را پیوسته بر لب! بسته ای بار سفر را با تو ای عاشق ترین بد کرده ام من!
۱۶ اردیبهشت
دیروزها کسی را دوست داشتی٬ این روزها دلتنگی تنهایی٬ تنهای تنها!
۱۸ اردیبهشت
نیومد روی زبونم که بگم بی تو چی هستم! که بگم دیونه تم من! زندگی مو به تو بستم!
۲۰ اردیبهشت
فقط ۴ روز مونده!
۲۴ اردیبهشت
شب میلاد عزیزت ای یار! من به اندازه چشم همه مردم شهر گریه کردم در خویش! شب میلاد تو من بودم و اشک!!!
۲۵ اردیبهشت
بازم باورم نکردی!!هدیه ناقابلی بود برای تولدت شرمنده ام!
۲۸ اردیبهشت
اومدی صدتا بهار دادی به من همه گل هاشو میارم واسه تو! اومدی بردی منو به خواب عشق همه رویاشو میارم واسه تو!اومدی تا دل من تورو بخواد! من تمناشو میارم واسه تو! اومدی ماه و اوردی واسه من! همه شب هاشو میارم واسه تو!
۳۰ اردیبهشت
درگیر و دار بودنم! درگیر با تو بودنم! راضی اگه به موندنم در حال از تو خوندنم!
۱خرداد
مردن که از عاشقیه یک دفعه نیست که کم کمه!
5خرداد
مرا وارد این بازی نكن
این كمال بی انصافی است، تو خواهی فهمید
ترس به دل راه نده
خواهش می كنم ،جرئت داشته باش عزیزم
به خاطر عشق من ترس به دل راه نده
۸ خرداد
من میگم منو شکستن! چشم فانوسمو بستن! تو میگی خدا بزرگه! ماهو میده به شب من!
۱۰ خرداد
عشق تو خیلی برام مقدسه! انتظار عزیز من دیگه بسه!
۱۳ خرداد
من بی تو هیچم! تو باورم نکن! خیسم ز گریه تنها ترم نکن!
۱۶ خرداد
همه گفتن بی وفایی من که اعتنا نکردم!
۲۰ خرداد
بغلم کن عشق خوبم! بذار حس کنم تنت رو!
از حرارت تنت بمیرم! بگیرم عطر تنت رو!
۲۵ خرداد
جز با صدای تو اروم نمی گیرم! آهسته و اروم غرق تو میمیرم!
۳۰ خرداد
بگو مگه دوستم نداشتی؟چر ا رفتی تنهام گذاشتی! دیگه بسه برگرد کنارم ! عزیزم آشتی آشتی!!
۱ تیر
عطش عطش برای تو! آتش زده دل منو!
۴ تیر
ماهرانه تر از همیشه داری منکر وجودم میشی!!
10 تير
این کلام اخرینت برده میل زندگی را از سر من! گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمیشه باور من! رفتنت را کرده باور! التماسم را ببین در این نگاهم ! زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم!
16 تير
باید احمق بود و شب را تا صبح در فکر لکنتٍ احساس ٬ گریه کرد! باید رنج برد و نفهمید چرا !؟باید اسب بود و نجابت را به خرها فهماند!
24 تير
یا مرا جدایی تو می کشد.یا تورا دوباره مهربان می کنم!!
30 تير
زخم ِ شیرینی است یادگارِ این بوسه روی گونه های جوانی ام
1 مرداد
شب بي ماه و با ماه كابوسي از نبودن توست!
7 مرداد
قرارمون ساعت عشق کنار دلشوره زدن! کنار دلواپسی و ترس یه وقت نیومدن!!
13 مرداد
دل کنده بودم از همزبونیت٬پنهون نکردی از من نشونیت٬من پا کشیدم از عهد بسته ام٬ تو پا فشردی بر مهربونیت!اگه همزبون نبودم ٬اگه مهربون نبودم٬ چه کنم دل ٬این دل شکسته رو؟؟
19 مرداد
ساده نبود گذشتن از تو برام
ساده نبود کوچ تو از لحظه ها
ساده نبود قصه بی تو بودن
ساده نبود هق هق شب گریه هام
23 مرداد
اگر آنکه رفت خاطراتش را می برد
فرهاد سنگ نمی سفت
حافظ شعر نمی گفت
و مجنون آشفته نمی خفت
25 مرداد
آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس میکنم!!
29 مرداد
من لحظه ها را میشمارم تا رسد فردا/ آن لحظه خوب در اغوشت کشیدن را!
31 مرداد
i never stopped loving ..YOU.. i just stopped showing it
3شهریور
خیلی دوست دارم بدونم که حالت چه طوره راستی؟
تورو دوست داره مث من یا که نه؟
اشکات رو تنش میباره یا که نه؟
تورو رو چشاش میذاره یا که نه؟
5شهریور
تا حالا فکرشو کردی چه خوب میشه که برگردی؟؟
12 شهریور
هی فلانی زندگی شاید همین باشد!!! یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که تو دنیارا برای او و جز با او نمیخواهی....من گمانم زندگی باید همین باشد"
15 شهریور
دوستت دارم و این تمام ِ من است
16 شهریور
وقتی که دیگر نبود،من به بودنش نیازمند شدم. وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم .وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ،من او را دوست داشتم .وقتی که او تمام کرد، من شروع کردم. وقتی که او تمام شد، من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن ،مثل تنها زندگی کردن است، مثل تنها مردن است.
17 شهریور
نبودت یعنی پنجه بر خالی كشیدن
جهنم را به هر جا بگذری در پیش دیدن
18 شهریور
اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمی دانم ! اینجا بهاری نیست، آنجا را نمی دانم.... اینجا آسمان ابری است ، آن جا را نمی دانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمی دانم!!
19 شهریور
تو را به جای همه کسانی که نمی شناختم دوست می دارم تو را به جای همه روزگارانی که نمی زيسته ام دوست می دارم .تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نمی دارم ،دوست می دارم
20 شهریور
منو انکار میکنی به خاطر یکی دیگه!
21 شهریور
هنوزم تا که هنوزه بی منی و من باهاتم
22 شهریور
دیر اگر کنی....
پ.ن: فال حافظی که عصری گرفتم: گفتم غم تو دارم!گفتا غمت سر اید! خداوند در آخرین دقایق تو را یاری خواهد کرد!
23 شهریور
تو مي آيي
يقين دارم كه مي آيي
زماني كه مرا در بستر سردي ميان خاك بگذارند،
تو مي آيي،يقين دارم كه مي آيي……
پشيمان هم…..
دو دست التماس آميز به سوي من،
ولي پر ميشود از هيچ،
دستي دست گرمت را نميگيرد.
صدايت در گلو بشكسته و آلوده با گريه به فريادي مرا با نام ميخواند
و ميگويد كه اينك من،
سرم بشكن،
دلم را زير پا له كن،
ولي برگرد….
همه فرياد خشمت را
به جرم بي وفايي ها،
دورنگي ها،
جدايي ها،
به روي صورتم بشكن،
مرو اي مهربان بي من ،كه من دور از تو تنهايم.
ولي چشمان پر مهري دگر بر چهره ي مهتاب مانندت نميماند.
لباني گرم با شوري جنون انگيز ،
نامت را نميخواند….
تو مي آيي
زماني كه نگاه من دگر بر روي تو نمي افتد
هراسان،
هر كجا،
هر گوشه اي،
برق نگاهت را نميپايد
مبادا بر نگاه ديگري افتد……..
محال است اين كه بتواني دوباره قلب آرام مرا،
قلبي كه افتادست از كوبش،
از لرزش،
بلرزاني،،،،
محال است اين كه بتواني مرا ديگر بگرياني….
تو مي آيي
يقين دارم،
ولي افسوس آن دستها هرگز بر آن گيسو نميلغزد
پريشانش نميسازد،
تو مي آيي،
يقين دارم كه با عشق و محبت باز مي آيي،
ولي افسوس،
آن گرما به جانم در نميگيرد،
به جسم سرد و خاموشم دگر هستي نمي بخشد.
يقين دارم كه مي آيي….
بيا تا آخرين دم هم،
قدمهاي تو بالاي سرم باشد،
نگاهت غرق در اشك پشيماني بر روي پيكرم باشد.
دلت را جا گذاري شايد آنجا تا كه سنگ بسترم باشد
پ.ن: این اخرین تلاشمه واسه بدست آوردنت٬ باور کن این قلب و نرو! این التماس آخره!چقدر میخوای تو بشکنی غرور این شکسته رو! هر چی میخوای بگی بگو اما نگو بهم برو!!
یه دل تنگ داره میتپه برات!
وقتی نازت میکنه یاد من می افتی هیچ وقت ؟
وقتی گل میده بهت یاد میخکام می افتی؟
وقتی زل زدی بهش یاد شکلکام می افتی یا که نه؟
یاد من می افتی هیچ وقت یا که نه؟ یاد من می افتی هیچ وقت؟
وقتی گریه میکنی سرتو بغل میگیره
وقتی میخندی بهش برای خنده هات میمیره
وقتی با هم دیگه این کنار هم این ور و اون ور!
وقتی چشم غره میری واسه چشات میزنه پرپر؟
تورو دوست داره مث من یا که نه؟ تورو رو چشاش میذاره یا که نه؟
وقتی آهنگی که با هم میشنیدم و گوش میدین یادم می افتی؟
اونجاهایی که با هم رفتیم میرین٬ یادم می افتی؟
وقتی دوستای قدیمو میبینی از من میپرسی؟
خیلی دوست دارم بدونم که حالت چه طوره راستی؟
هنوز عکسامو نگه داشتی یا نه؟
هوای طوطی مونو داشتی یا نه؟ یاد من می افتی هیچ وقت؟
وقتی گریه میکنی سرتو بغل میگیره؟
وقتی میخندی بهش برای خنده هات میمیره؟
وقتی دلگیره ازت تو رو میبخشه مث من؟
واسه خندوندن تو٬ میکشه نقشه مث من؟
تورو دوست داره مث من یا که نه؟
اشکات رو تنش میباره یا که نه؟
تورو رو چشاش میذاره یا که نه؟